وبلاگ شعر جوان

دفتر دل شاعر جوان

Slm

slm. bad az 2 sal duri az veblag dubare bar migardam. be eftekharam.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/11/15ساعت 2:32  توسط رضا یخکشی  | 

منم آن...

سلام . من در شعر ذیل یه کمی خودم را توصیف کردم.و این دل نوشته را به شما دوستداران شعر تقدیم می کنم.

 

منم آن...


منم آن عاشق یکپارچه خیال پرداز


منم آن صدای گریه


درتجمع صدای خنده رویان


منم آن پروانه ی بی پر و بال


که در آن دشت خیال


عشق بازی با شعله های شمع می کرد


منم آن شمع شبستان


که در آن وادی مستان


قدح در دست


می رقصد با صدای گریه هایش


منم آن عاشق یکپارچه خیال پرداز


که در آن باغ پر از آواز


بی صدا گریه می کرد انگار


در تبلور نگاه خوب یاران


در تجمع صدای خنده رویان


همچنان طعم غربت می دهد شب های این شهر


تا کی صبر باید کرد؟


غروب در راه است و


فرصت بازگشت بسیار اندک


و به امید صبح،که باز کنم پنجره را


تا در آن صبح، ناز دهم حنجره را


که در آن شهر،من های بسیار آواره اند


و در آخر منم آن دفتر شعر


دفتر شعری که سال ها پیش ناپدید شد ناگهان


ناگهان شد بی نشان


شاید هم در پشت پرده های مشکین رو

قایم گشته است


بی گمان...

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/16ساعت 14:59  توسط رضا یخکشی  | 

سلام

سلام

سلام بر اهل عالم آل آدم

         سلامی گرمتر بر عشق خفته

دلم آرام،دراین دریای مواج

         سلام من بر آن قلب شکسته

امیدوارم که درجهان هستی قلب شکسته ای نداشته باشیم امیدوارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/30ساعت 13:6  توسط رضا یخکشی  | 

در انتظار ماه بهمن

سلام بر دوستان شاعر و شعردوست...

به مناسبت نزدیک شدن ماه بهمن شعری دروصف  این ماه سروده ام.

واین شعر را به تمام دوستان وآنانی که در راه تشکیل جمهوری اسلامی زحمت کشیده اند

و جان باخته اند، تقدیم می کنم.


بهمن


 همه گويند آمده است ماه بهمن

من شنيدم ماه بهمن ميدرخشد همچون خورشيد روشن

 

ماه بهمن ماه عشق است ماه  ايمان

ماه استقامت ، ماه سربلندي ايران

 

ماه بازگشت معشوق از مرز هاي دور

به سرزمين ايران با چه شوق و شور

 

از دوازده تا بيست و دوم بهمن

دهه ي فجر ناميدند آن را در ميهن

 

دوازده روز آمدن روح خداست به اين سرزمين

بيست و دو روز سربلندي جمهوري اسلاميست در ايران زمين

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/27ساعت 16:59  توسط رضا یخکشی  | 

سلام و...

سلام گرم و بهاری من در سردترین فصل سال_زمستان_ بر شما دوستان دوستدار شعر و ادب فارسی...

دوستان گرامی از اینکه نمی توانم وبلاگم را به روز کنم از شما عذر می خواهم .

(...نزدیک شدن امتحانات ترم دانشگاه...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/09ساعت 9:28  توسط رضا یخکشی  | 

تسلیت

سلام بر دوستان شاعر و شعردوست...

فرا رسیدن ماه اندوه،ماه غم،ماه خون،ماه امربه معروف و نهی از منکر و ماه .........

را تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/14ساعت 18:40  توسط رضا یخکشی  | 

توکل

خداوند لایق پرستش هست وبس

دلت را به خدا بسپار و نترس

جنگ این زمان جنگ روان است جوان

در جبهه حق علیه باطل با ذکر خداشد مقد س

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/18ساعت 18:47  توسط رضا یخکشی  | 

شهادت

شهادت

شهادت واژه ای خوش رنگ و آب است

همه حرفهای آن رنگ ولعاب است

شهادت یک پلی ازجنس نور است

شهادت برشهید جشن و سرور است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/18ساعت 18:46  توسط رضا یخکشی  | 

آرزو

گفته اند از عشق،معشوق عاشق گشته ام

گفته اند از خلق مخلوق خالق گشته ام

گفته ام در گفته ام هیچ سوئ ظنّی یافت نیست

آرزو داشتم ببینم بین معشوقات و مخلوقات لایق گشته ام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/18ساعت 18:46  توسط رضا یخکشی  | 

یخکش ای وطن من

یخکش   ، ای وطن من

ای وطن،ای یخکش زیبای من

ای که جایت برفراز کوه،دل بینای من

خاک تو در توبره ای بر گردنم است

ریسمان توبره را مادرم بر گردنم بست

خاک تو جای پای چندشهید است

آن شهیدی که نشان از عشقی شدید است

خاک تو،خاک ایران است

یادتو آرامش جان است

ای وطن آسمانت آبی،دشت و صحرایت سبز

مردمانت خون گرم،وسعتت دلهای بی مرز

ای وطن چشمه هایت پرآب،قلبت صاف،دستهایت پرمشک

دستهایم خالی،قلبم کوچک،چشمه هایم پر اشک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/18ساعت 18:45  توسط رضا یخکشی  | 

دانشجو

دانـشـجـو

مقامش زهرکس بالاتر است

وگر بالاتری بود او والاتر است

شب آهنگ می زند و روز می رقصد به او

قلب او کوچک است،نازک تر از یک تار مو

انگشت اشاره به سوی اوست زهر کوی ودامن

پیکان تیر،به سمت اوست ازکمان دشمن

من ندانم چه سرّی در آن خفته است

که درونش نگین عشق و ایمان نهفته است

سربلندو پایدار در ملّت است

هرکه اور ا ارج نهد،دور از ذلّت است

حرف وتعریف از او،هر سمت وسو است

گر بپرسی از (رضا) گوید او دانشجو است. . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/10ساعت 11:46  توسط رضا یخکشی  | 

شعر،واژه ای مبهم

عاشق  شعرم  و  شعر  زندگی ام  باشد              

کوله بارم سنگین،شعرمرهم خستگی ام باشد

درکوچه سار واژه ها می گذرم به دنبال واژه ای مبهم

اشک وشعر در هم آمیخته تا که دردی را شود مرهم

در آیینه نگاه کردم ، سخن گفتم ، اشک ریختم

به دنبال واژه ی مبهم،اشک و شعر در هم آمیختم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/05ساعت 14:23  توسط رضا یخکشی  | 

مناجات دوم

  مناجات دوم

        خداوندا*ببخشایم اگر اشک چشم یتیمی را پاک ننمودم

                  توبه نکردم و سر به خاک ننمودم

         خداوندا*ببخشایم اگر مردم آزاری کردم که نکردم

       و اگر کردم*از کرده ام پشیمانم و نرسید به مورچه آزارم

          خداوندا*ببخشایم اگر مال حرامی بود در مالم

                که نبود تا حال که به این سالم

                                        و اگر بود آن روز خراب بود حالم . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/04ساعت 21:27  توسط رضا یخکشی  | 

مناجات اول

مناجات اول

خدایا یک غم دیرینه دارم

یک قلبی که خنجرش دریده *درون سینه دارم

خدایا بغضم در حال شکفتن است

از روزگار ناجوان مرد*کینه دارم

کینه ای دیرینه دارم ای خدا

یک دل تکه پاره با وصله و پینه دارم

گم شده ام در میان این هیاهو

در گوشه کنار این غم صندوقی از گنجینه دارم

صندوقی با کالبدی خشکیده دارم

در میان کالبد خشکیده ام*گوشه ای سبزینه دارم

صندوق گنجینه و گوشه ای سبزینه*روزنه ی امید من است

در میان فقر وقحطی*کلماتی چون سینه دارم

 ای خدا روزنه ی امید من*ایمان تو باشد و بس . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/04ساعت 21:14  توسط رضا یخکشی  |